رفیق نمیه راه
چقدر راحت آدم ها رو کنار میگذارن / هر وقت زندگی روبراه و بر وفق مرادشونه و بهشون خوش میگذره / ولت می کنن میرن با هر کسی ارتباط می گیرن / وقتی طرف ولشون میکنه و میرینه توی احوالشون / تازه یادشون میوفته دوست و رفیق و داداش و همکار دارن / آدم که از سر نیاز با کسی دوست نمیشه / هرکی کنارت هستش و بهت راهنمایی غلط میده که مثلا من دلسوزت هستم ، حالا هر کی میخاد باشه دوستت یا همکارت یا خواهرت هر کی / اینا اگه دلسوز بودن برات کسی رو پیدا میکردن که تو با وجودش خوشبخت بشی یک همسر مناسب یک کدبانو / اینا فقط میخان تورو توی پوست گردو نگه دارن بشی زنگ تفریح زندگی شون . هر وقت حوصله شون سر رفت با تو اتفاقات زندگی تون سرشون رو گرم کنن / تو هم بشی موش آزمایشگاهی شون / برو . برو پی زندگی آرمانی که اونا برات ساختن همون که مغز تو رو باهاش پر کردن / من دوست خوبی نیستم برات / بسه دیگه رفیق بازی . من میخام به تنهایی خودم عادت کنم . اگه بشه میخام منم سر سامون بگیرم . ولی فرق من با امسال تو اینه که دهن بین نیستم / که هر کی یک نظری داد به رفیق و همکارم پشت کنم