🤮
یه مُشت لَجَن با من لَجَن . . .
یه مُشت لَجَن با من لَجَن . . .
“شاید همه چیز ایده آل نبود اما من همیشه دلم به بودنت خوش بود!
شاید شرایط طبق میلمون پیش نمی رفت ولی بودنت برام قوت قلب بود!
شاید ما شبیه هم فکر نمی کردیم ولی من به بودنمون کنار هم امید داشتم!
شاید اونقدر که من تورو دوستت داشتم تو منو دوست نداشتی ولی من به اندازه ی جفتمون دوستت داشتم و همه جا توی هر شرایط کنارت بودم!
شاید مسیرمون یکی نبود ولی ازت ممنونم که بخشی از داستان من بودی، اثر انگشتت از رو قلبم پاک نمی شه و همیشه برام دوست داشتنی میمونی.”
در مورد عشق، یه تعریف جالبی خوندم؛ "حزنٌ واحدٌ یحمله قلبان"
یعنی یک اندوه ، که دو قلب بر دوش میکشند.
احتمالا واسه همین هم هست که عشق یکطرفه انقدر بار سنگینیه. یا به قول ارنستو ساباتو،
"چهچیز غمانگیزتر از آن، که کسی که دوستشداری، هیچتلاشی برای نگهداشتنت نمیکند."
من دیگه خسته شدم؛ بس که چشمام بارونیه!
پس دلم تا کی فضای غصه رو مهمونیه…
من دیگه بسه برام تحمل این همه غم!
بسه جنگ بی ثمر؛ برای هر زیاد و کم
وقتی فایده ای نداره غصه خوردن واسه چی؟
واسه عشقای تو خالی
ساده مردن واسه چی؟!
نمیخوام چوب حراجی رو به قلبم بزنم…
نمیخوام گناه بی عشقی بیُفته گردنم
نمیخوام در به در پیچ و خم این جاده شم…
واسه آتیش همه یه هیزمِ آماده شم!
یا یه موجود کم و خالی پر افاده شم!
وایسا دنیا وایسا دنیا! من میخوام پیاده شم…!
همه حرف خوب میزنند اما کی خوبه این وسط؟
بد و خوبش به شما…
ما که رسیدیم ته خط
قربونت برم خدا چقد غریبی رو زمین!
آره دنیا ما نخواستیم؛ دلو با خودت نبین
نمیخوام در به در پیچ و خم این جاده شم…
واسه آتیش همه یه هیزمِ آماده شم!
یا یه موجود کم و خالی پر افاده شم!
وایسا دنیا وایسا دنیا! من میخوام پیاده شم…!
این همه چرخیدی و چرخوندی آخرش چی شد؟
اون بلیط شانسِ دائم؛ بگو قسمت کى شد؟
همه درویش همه عارف!
جای عاشق پس کجاست؟
این همه طلسم و ورد، جای خوش دعا کجاست؟
نمیخوام در به در پیچ و خم این جاده شم…
واسه آتیش همه یه هیزمِ آماده شم!
یا یه موجود کم و خالی پر افاده شم!
وایسا دنیا وایسا دنیا! من میخوام پیاده شم…!
تابحال نشده یکی من رو دوست داشته باشه
یهو بیاد بهم پیام بده که دوستت دارم
همیشه من پا پیش گذاشتم
اصلا نمی دونم دوست داشته شدن چه مزه ای داره
نمی دونم وقتی کسی رو دوست داری چرا بهت کم محلی میکنه چرا هی میخاد غیر مستقیم پس ات بزنه
چرا آدم ها رو بخاطر دل مهربون و عاشقشون دوست ندارن
چرا همه چی ظاهر آدما شده یعنی فقط خوشگلا باید مورد عشق و علاقه دیگران قرار بگیرن
بخدا خسته ام خسته دیگه طاقت عاشق شدن و دیده نشدن عشق خودم رو ندارم . دیگه نمیخام . دیگه میخام برم یه گوشه از تنهای خودم بمیرم