آفتاب آمد
عشق اصطرلاب اسرار خداست
علت عاشق ز علتها جداست
عاقبت ما را بدان شه رهبر است
عاشقی گر زین سر و گر زان سر است
چون به عشق آیم خجل باشم از آن
هرچه گویم عشق را شرح و بیان
لیک عشق بیزبان روشنتر است
گرچه تفسیر زبان روشنگر است
چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت
چون قلم اندر نوشتن میشکافت
شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت
عشق در شرحش چو خر در گل بخفت
گر دلیلت باید از وی برمتاب
آفتاب آمد دلیل آفتاب
علت عاشق ز علتها جداست
عاقبت ما را بدان شه رهبر است
عاشقی گر زین سر و گر زان سر است
چون به عشق آیم خجل باشم از آن
هرچه گویم عشق را شرح و بیان
لیک عشق بیزبان روشنتر است
گرچه تفسیر زبان روشنگر است
چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت
چون قلم اندر نوشتن میشکافت
شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت
عشق در شرحش چو خر در گل بخفت
گر دلیلت باید از وی برمتاب
آفتاب آمد دلیل آفتاب