تجربیات دهه شصتی / آدرس وبلاگت یادت نره

مبهم  ( آدرس وبلاگتون رو یادتون نره )

رمز موفقیت

بی تردید واژه شناسی در جهت پیشبرد افراد در علم و دانش و حتی شخصیت فرهنگی و معنوی آنها اهمیت فراوانی دارد.
کما این که خیلی از ما واژه هایی را تکلم می کنیم، اما با مفهوم اصیل این واژه ها آشنایی کامل نداریم. یعنی به بیانی دیگر با این واژه ها به نوعی بیگانه هستیم.
از نظر این قلم شناخت واژه در بالندگی و رشد و ثبات فکری و فرهنگی آحاد جامعه موثر است.
چون واژه ها به عنوان مواد و مصالح اولیه و لا زم در جهت ساختن ساختمان فرهنگی و علمی انسان ها به حساب می آیند، پس آشنایی با مفهوم واقعی آنها مبنی بر چگونگی به کارگیری آنها در این ساختمان فرهنگی و علمی حائز اهمیت و مفید فایده جلوه می کند.
بنابراین در مقوله تعادل در تعامل که بحث فراروی ماست به این مهم بیشتر می توان پرداخت.
واژه تعادل در فرهنگ لغات فارسی به معنی با هم برابر شدن و با هم میزان و برابر بودن است. اما علا وه بر مواردی که از مبانی و مصادیق و تعاریف تعادل است، تعادل می تواند همان یکسان شدن با رفتارها و برخوردهای خود با خویش و دیگران نیز به حساب آید عاملی بازدارنده در جهت عدم بروز رفتارهای نابرابر و متضاد با تعادل به شمار آید.
خیلی از ما افراد در نوع برقراری ارتباط با دیگران که راه بلندی در جهت رسیدن به آرزوهایمان هم اطلا ق می گردد; از فرهنگ تعادل در تعامل برخوردار نیستیم و البته همین ضعف می تواند که ما را از مسیر پیشرفت وا دارد.
تاکنون اتفاق افتاده است که بنشینیم کمی با حوصله به آسیب شناسی خود بپردازیم؟ تردید نیست که فرهنگ تعادل در تعامل رمز و کلید موفقیت افراد است.
چه بسا افرادی که از این خصیصه برخوردار بوده اند و قله تاریخ خود شاهد عینی است و چه بسا افرادی که خیلی از ویژگی های بارز انسانی را دارند، ولی از این ویژگی برخوردار نیستند و البته چه بسا افرادی که هنوز به عدم تعادل در تعامل در خویش پی نبرده اند و نیاز به مشوق در جهت پیدایی آن دارند.
با این تعابیر درمی یابیم که وقتی در یک محفل اجتماعی حضور می یابیم و با یک کنش عادی روبه رو می شویم و فی الفور یک واکنش جدی و عجولا نه و پرخاشگر را از خود به تصویر می کشیم، در آنجاست که باید دریابیم که با فقدان تعادل در تعامل مواجه هستیم. البته این فقدان تعادل در تعامل مرتبط با ضعف شخصیت و ضعف رفتار روحی و رفتاری ما نیز هست.
در زاویه ای دیگر نیز این نکته محل بحث است، چه این که اگر با بازتابی معتدل و معقول به مسئله بنگریم، این مسئله می تواند به عنوان یک مسئله اجتماعی و شایسته توجه هم تلقی گردد.
یعنی وقتی انسان به عنوان یک موجود اجتماعی تعریف شده است، ویژگی به نام تعادل در تعامل هم از اهم ویژگی های آن به شمار می آید.
لذا در جهت رسیدن به هر هدف و آرزویی و حتی تامین امرار معاش خود از نیرویی بایستی بهره جوئیم و عقلا نی این است که بگوئیم، این نیرو همان تعادل در تعامل است.
به هر روی دو نوع تعادل در جهت گرفتن نتیجه ای مفید، بسیار لا زم به نظر می رسد. ابتدا همان یکی شدن با ساختار و محتوای شخصیتی خود است.
یعنی انسان باید با ساختار و محتوای شخصیت خود همگن و هم ساز شود و دوم تطابق این نوع ساختار و محتوا با دیگران است. هر چند ما در این تعادل در تعامل با دیگران نیز دچار پارادوکس گردیم و در اینجاست که انسان می تواند از نوع تعامل خود با پشتوانه محکمی به نام تعادل که ذکرش رفت، نتیجه ای مثبت و موثر در زندگی خود کسب کند.
به بیانی تعادل در تعامل فرد، باید برای تثبیت شخصیت خود بکوشد و نه آنچه را که از طریق یک کنش حاصل آید. چه این که در خیلی از ارتباطات، فرد به دقت می نگرد که زبان کنش فرد مقابل چه می خواهد بگوید تا که او واکنشی خشن و غیرمعقول و منطقی ارائه دهد.
سوای از این مسائل که عنوان گردید، تعادل در تعامل می تواند در اشکال مختلفی هم ظاهر شود، یعنی می تواند همان تعادل در یک تعامل رسمی باشد یا می تواند تعادل در یک تعامل غیررسمی و روزمره اتفاق افتد.
در تعادل در یک تعامل رسمی شخص تحت هر شرایطی زیر دید و حلا جی افراد قرار دارد و در این جاست که این شخص شخصیت انسانی و وام دار خود را به آن محفل نشان می دهد. مثلا در یک سخنرانی رسمی تعادل در تعامل بسیار مهم است.
چه این که فردی که به عنوان سخنران در پشت تریبون قرار می گیرد، دقیقا باید خود را با روحیات و مناسبات فکری جمع عجین سازد.
یعنی این فرد تعادل در تعاملی را باید مدنظر داشته باشد که با روحیات و دیدگاه های جمع همخوانی داشته باشد و به تعبیری دیگر یک نوع فرهنگ تساهل و تسامح در تعادل در تعامل آن به چشم آید.
نکته دیگر که تعادل در تعامل غیررسمی و روزمره است، نیز دارای اهمیت به سزایی است، چه این که این تعادل در تعامل عمومی و مربوط به همه ما می شود.
چون خواه ناخواه در هر مقام و منزلتی که باشد، نسبت به رعایت این نوع تعادل در تعامل باید سعه صدر بگذارد و البته در تعیین و تثبیت شخصیت آن از بار محتوایی بیشتری نیز برخوردار است.
چون برخلا ف نکته اول که در کانون های رسمی و تشریفاتی و قانونی محل بحث و انجام می پذیرد، این تعادل در تعامل، به صورت روزمره و عرفی خودی را به نمایش می گذارد.
حسن کلا م این که به دو دلیل می توان فرهنگ تعادل در تعامل را رمز موفقیت افراد دانست.
نخست این که انسان به صورت اجتماعی خلق شده و در جهت تامین خواسته های اجتماعی خود نیاز مبرم به این گونه ویژگی دارد.
در ثانی این نوع ویژگی در فرهنگ و تمدن یک ملت بسیار مهم و اساسی است. چون در بطن یک جامعه به عنوان یک سمبل به شمار می رود، کما این که فرد با به دست آوردن این خصیصه اجتماعی در شخصیت انسانی و فرهنگی خود، در وهله اول به نفع خویش و دیگر به سود جامعه کوشیده است.

آنها که در مشکل گم می شوند

هیچ‌کس نیست که در زندگی‌اش با هیچ مانع و مشکلی روبه‌رو نشده باشد. بیشتر آدم‌ها در این شرایط حس می‌کنند که انگار زندگی‌شان به بن‌بست رسیده. اما این موضوع در زندگی همه ما یک موضوع قابل‌ پیش‌بینی و انتظار است و درست در همین لحظه‌هاست که تفاوت بین آدم‌ها مشخص می‌شود. بعضی‌ها مثل یک کش که حسابی کشیده شده باشد سریعا به زندگی عادی برمی‌گردند و بعضی دیگر کاملا خود را می‌بازند و درگیر مشکلات حاشیه‌ای می‌شوند. فکر می‌کنید قابلیت بازگشت به حالت عادی در چه افرادی وجود دارد؟ آنهایی که قادرند بعد از رویارویی با مشکل و مانع دوباره با سرعت زیاد به حالت عادی برگشته و به راه‌حل‌هایی دیگر دست پیدا کنند به نوعی از نظر فکری و روحی انعطاف‌پذیری خوبی دارند و در شرایطی مثل از دست دادن شغل، بیماری و یا مرگ عزیزان با سرعتی زیاد کنترل زندگی خود را به دست می‌آورند.
در مقابل، افرادی که انعطاف‌پذیری کمی دارند ممکن است خودشان در مشکل گم شوند، احساس کنند قربانی هستند، برای همیشه درگیر آن شوند و حتی به مکانیسم‌های تطابقی نادرست مثل سوءمصرف موادمخدر رو بیاورند. این گروه آدم‌ها استعداد زیادی برای ابتلا به مشکلات روانی دارند. انعطاف‌پذیری ضرورتا خود مشکل را برطرف نمی‌کند اما به فرد این توانایی را می‌دهد تا مشکلات را پشت‌سر بگذارد، لذتی را در زندگی (حتی در شرایط سخت) پیدا کند و عوامل تنش‌زای بعدی را بهتر تحت کنترل درآورد. اگر شما فکر می‌کنید انعطاف‌پذیری کافی ندارید می‌توانید با تلاش و کسب مهارت‌هایی این قابلیت را در خود افزایش دهید. انعطاف‌پذیری عاطفی و جسمی تا حدی یک موضوع ذاتی است. بعضی افراد در شرایط تغییر و هیجان کمتر ناراحت می‌شوند. این موضوع حتی در نوزادی هم قابل تشخیص است. انعطاف‌پذیری تا حدی هم به بعضی عوامل که تحت کنترل فرد نیستند مرتبط است مثل سن، جنس و میزان مواجهه با آسیب. اما انعطاف‌پذیری در تمام آدم‌ها با تلاش و کوشش قابل دستیابی است.
انعطاف‌پذیری ضرورتا خود مشکل را برطرف نمی‌کند اما به فرد این توانایی را می‌دهد تا مشکلات را پشت‌سر بگذارد، لذتی را در زندگی (حتی در شرایط سخت) پیدا کند و عوامل تنش‌زای بعدی را بهتر تحت کنترل درآورد.آنها چه خصوصیاتی دارند؟
افراد با انعطاف‌پذیری بالا خصوصیاتی دارند که باید به آن توجه بیشتری کنید تا بتوانید آنها را کسب کرده و در خود پرورش دهید:
هوشیاری عاطفی و روانی: آنها احساسات خود را می‌شناسند و دلیل بروز هر نوع احساس مثبت یا منفی را می‌دانند.
• صبر و شکیبایی: چه روی اهدافی خارجی و چه در مورد راهکارهای تطابقی در درون خود کار می‌کنند، روی کار خود متمرکزند، آگاه‌اند، به مسیر و فرآیند آن اعتماد داشته و از تلاش خود دست برنمی‌دارند.
کنترل درونی: آنها بر این باروند که خودشان بیشتر از عوامل بیرونی، کنترل زندگی خود را در دست دارند.
• خوش‌بینی: در اکثر شرایط، جوانب مثبت را می‌بینند و بر قدرت خود اعتقاد دارند.
حمایت: با وجود آنکه به قدرت فردی خود اعتماد دارند اما ارزش شبکه اجتماعی را می‌شناسند و اطراف‌شان مملو از دوستان و بستگانی حمایت‌گر است.
• شوخ‌طبعی: حتی در شرایط مشکل زندگی می‌توانند بخندند و موضوعی خنده‌دار پیدا کنند.
دیدگاه: قادرند از اشتباهات‌شان درس بگیرند (نه فقط آنها را انکار کنند)، موانع را به صورت چالش می‌بینند و اجازه می‌دهند مصیبت و مشکل موردنظر آنها را قوی‌تر کند. زندگی آنها معنی‌دار است و خودشان را قربانی محسوب نمی‌کنند.
• تمایلات معنوی: ارتباط با جوانب معنوی باعث افزایش انعطاف‌پذیری روانی می‌شود؛ به‌خصوص اگر این باور و ارتباط، درونی و قوی باشد.
زود دست به کار شوید
هرچه زودتر این قابلیت را در خود تقویت کنید، بیشتر از زندگی لذت می‌برید، پس معطل نکنید. به این راهکارها توجه کنید:
• باورهایتان را مثبت‌تر کنید: تحقیقات نشان می‌دهد اعتماد به نفس در تطابق با استرس و بازتوانی از وقایع سخت نقش مهمی ایفا می‌کند. قدرت، توانایی و موفقیت‌های خود را به یاد آورید.
• بامعناتر زندگی کنید: تجارب خود را به دیگران انتقال دهید.  در اجتماعات و فعالیت‌های مثبت، تقویت ابعاد معنوی و مشارکت در فعالیت‌هایی که برایتان با معنی است شرکت کنید
• اجتماعی‌تر باشید: داشتن افرادی حمایت‌گر در اطراف خود فاکتوری حفاظت‌کننده است که طی بحران به کمک افراد می‌آید.

• با آغوش باز به استقبال تغییر بروید: مردمی که انعطاف‌پذیری دارند از وقایع زندگی به عنوان فرصتی استفاده می‌کنند تا جهت‌دهی تازه‌ای پیدا کنند. در حالی که بعضی‌ها ممکن است با بروز تغییرات ناگهانی، خرد شوند، این افراد خود را تطابق داده و بر آن غلبه می‌کنند.
ارتباط با جوانب معنوی باعث افزایش انعطاف‌پذیری روانی می‌شود؛ به‌خصوص اگر این باور و ارتباط، درونی و قوی باشد.• خوش‌بین‌تر باشید: خوش‌بینی به معنی نادیده گرفتن مشکل به منظور تمرکز روی نتایج مثبت نیست. خوش‌بینی یعنی درک این موضوع که موانع موقت است و اینکه شما مهارت‌ها و توانایی‌ کافی برای مبارزه با چالش‌های پیش رو را دارید.  فقط امید بسیار مهم است تا بتوانید آینده را روشن‌تر ببینید.
• به خودتان برسید: در مواقع تنش و بروز مشکل، آدم‌ها به راحتی نیازهایشان را فراموش می‌کنند. روی نیازهایتان تمرکز کنید. زمانی برای انجام کارهای مورد علاقه اختصاص دهید.
• مهارت‌ حل مشکلات را یاد بگیرید: وقتی با چالشی جدید روبه‌رو می‌شوید فهرستی از راهکارهای بالقوه‌ای که می‌توانید به وسیله آنها مشکل را حل کنید، تهیه کنید. استراتژی‌های مختلف را سنجیده و روی روشی منطقی برای حل مشکل تمرکز کنید. در این صورت در زمان بروز ناگهانی بحران و چالش، آمادگی بهتری دارید.
• اهداف‌تان را مشخص کنید: وقتی شدیدا درگیر مشکلات می‌شوید، یک گام به عقب برداشته و ببینید قبل از آن چه شرایطی بوده است. بعد همه راه‌حل‌های ممکن را در ذهن بیاورید و بعد آنها را به مراحل قابل اجرا تقسیم کنید.
• برای حل مشکلات، گام تازه‌ای بردارید: اگر مشکل را به حال خود بگذارید فقط بحران را طولانی‌تر کرده‌اید. در عوض، فورا برای حل مشکل اقدام کنید. ممکن است راه‌حل ساده نبوده و یا سریعا به دست نیاید اما شما باید برای بهتر کردن شرایط و کاهش تنش، اقدام کنید.
• مهارت‌هایتان را بیشتر کنید: انعطاف‌پذیری یک موضوع فوق‌العاده و غیرقابل تصور نیست بلکه کاملا معمولی است و همه می‌توانند آن را یاد بگیرند. این قابلیت، با رفتار و عملکرد خاصی تعریف نمی‌شود و از هر فرد به فرد دیگر متفاوت است بنابراین اگر روی خصوصیات متداول افراد با انعطاف‌پذیری بالا تمرکز می‌کنید کار خوبی است اما یادتان باشد با تکیه بر قدرت و توان خودتان آن را اجرا کنید.
سلامت

خانواده و زندگی – تنظیم برای تبیان: کهتری
 
ما به شما توصیه می کنیم کتاب ”
غول درون” نوشته آنتونی رابینز را که در فروشگاه اینترنتی تبیان موجود است ، بخوانید. همچنین مشاورین سایت می توانند در هنگام مواجهه با مشکلات با شما همراه بوده و در انتخاب بهترین مسیر شما را راهنمایی کنند.
مقالات مرتبط
از پیله خود خارج شوید
چشم ها چه می گویند؟
انتقاد یا انفجار
تیشه به ریشه اعتماد به نفس
موافقم که توافق نداریم
ببخشید تا آرام شوید
به دنیا بگویید : سیب!

سنگ صبورم خداست ...

نمی دانم کجای دنیا کودکی ام را جا گذاشته ام؟

نمی دانم چرا دیگر این روزها خبری از آن همه آروزهای نجیب کودکی ام نیست؟

کجا رفتند روزهایی که به دنبال قاصدک های سرگردان می دویدم؟

کجایند روزهایی که به سادگی گذشتند؟ به سادگی گذشتند زیرا ساده و بی ریا بودند...

کجا رفتند روزهایی که تنها دغدغه ام این بود که قاصدک های بیشتری را بگیرم و با آرزویی دوباره رهایشان کنم؟

...

ولی حال روزگار آن روی خودش را هم نشانم داده...دیگر نه خبری از آن روزهای پاک و ساده است و نه خبری از آن همه قاصدک...

دیگر دغدغه ام جمع کردن قاصدک ها نیست...دیگر خبری از آن همه سادگی نیست...

تنها یادگار آن روزها خاطرات کودکی ام است...چه خوب گفت شاعر روزهای ناتمام که " پیش از آنکه با خبر شوی   لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود " ... و من پیش از آنکه گذر زمان را حس کنم کودکی ام را از دست دادم...

    

                          ...

                                    ...

می خواهم برگردم به کودکی ام...دلم می خواهد گاهی همانند کودکی ام برای خواسته هایم گریه کنم...دیگر دلم نمی خواهد در مقابل تمام سختی ها بیاستم و نشکنم...

دلم می خواهد گاهی مثل دوران کودکی ام ببارم...دلم می خواهد گاهی گریه کنم ...بدون این ترس که اشک هایم نشانه ی ضعفم در نظر گرفته شود ...

خسته شدم از این بزرگ شدنی که مرا از آن همه سادگی دور کرده... خسته شدم از این بزرگی که به من یادآوری می کند که در این دنیا نباید خودت باشی...

خسته شدم از این بزرگی که مرا از آن همه آرزوی نجیب دور کرده...

دلم می خواهد همانند کودکی ام به دنبال قاصدک ها بدوم...

دلم می خواهد خودم باشم...

روزهای خوب کودکی ام آمدم سراغتان...

باید بدوم...